مهدى مهريزى و على صدرايى خويى
290
ميراث حديث شيعه
است يمكن « 1 » كه أوقات استعمال وكيفيت خاصيّت ادويه بر أو مستور گردد وهرچه نه چنان بود كه « 2 » بايد ونه در آن وقت كه شايد ، يقين كه از آن چيزى در وجود نيايد . پس از اين جهت ، أصحاب طريقت كه اطبّاى مرضىّ معصيتاند ، « 3 » در توبه امر فرمودهاند به گرفتن دست مرشدى كه به زيور كمالات صوري ومعنوي ، آراسته وتجلّى علوم آداب شريعت وطريقت وحقيقت پيراسته باشد « 4 » واگر چنين كاملى يافت نباشد ، به هر حال از آن كه في الجملة « 5 » به كمالات معنوي ، آراسته بود ، چاره نبود « فإن لم يُصِبها وابلٌ فطلٌّ » « 6 » تا به واسطهء هدايت ورعايت آن صاحبباطن واقف وهادي عارف ، از عقبات ضلالت بتوفيق اللَّه تعالى به سلامت بگذرد ؛ زيرا كه هرچند أصول عزيمت ترك عصيان وعروق ندامت از كفران در أراضي قلوب طالبان عبادت رحمان ، ثابت وراسخ گشته باشد ؛ امّا چون حلاوت مخالفت حق ومتابعت باطل ، در مذاق جان شيطان نفس از آن بيشتر است كه به احساس حموضت قصور عواقب رذايل « 7 » أهواء زايل گردد ، يمكن كه باد ادبار از هبوط ادخنهء اغواى شيطان نفس مكّار ، ديگرباره قوّه گيرد وجملهء آن أصول وعروق را بركند وباز غبار شقاوت بر ناصيهء روزگار أو فشاند ونهال خذلان وخسارت در كنار أو نشاند وهرگاه در انابت ، توسّل به أهل دلى نمايد كه شايستهء وكالت باشد در هدايت خلق به جانب خالق عز وجل وزمام حلّ وعقد أمور ديني خود را به دست امر ونهى أو باز دهد وأو را بر خويشتن ، حاكم مطلق گرداند ، يقين كه مصارف أحوال أو از شايبهء تردّد وغايلهء تزلزل به بركت همّت ومعونت « 8 » عنايت خداى والتفات خاطر آن مرشد ، در كنف حفظ الهى ، محفوظ ومصون ماند ، تا آن كه جاذبهء تأييد ، سر أو را از قعر غرقاب غفلت به ساحل ميل عبادت كشد وبه اندك وقتي به مرتبهء أهل سعادت رسد .
--> ( 1 ) . م : ممكن . ( 2 ) . ف : هرچه بجنان كه . ( 3 ) . ف : - اند . ( 4 ) . ف : طريقت پيراستهاند شد . ( 5 ) . ف : - في الجملة . ( 6 ) . سورهء بقره ، آيهء 265 . ( 7 ) . ف : زوايل . ( 8 ) . م : معنويت .